فلغمونی

ورم حادث از خون را فِلِغمونی گویند (نگ. حنین بن اسحاق، ۱۹۷۸: ۲۸۸) آماس خونی را گویند که اندر جرم دماغ افتد و سبب آن، خون فاسد باشد. (جرجانی، ۱۳۸۵: ۴۵۸).

فلغمونی ورم دموی گرم بزرگ با کمی سرخی مایل به تیرگی است که در پوست ظاهر می‌شود و از علائم آن می توان تمدد و ضربان، انتفاخ، تب و تشنگی را برشمرد. پیشینگان همه‌ی آماس‌های گرم که از خون صرف باشد را فلغمونی گفته‌اند (حکیم منصور، ۱۳۸۲)

در «مفتاح الطب» می‌خوانیم: یونانیان قدیم از کلمه «فلغمونی»، برای هر التهابی را که عارض عضوی از اعضاء می شود، استفاده کرده اند، اما کسانی که قریب العهد آنان بودند، از کلمه «فلغمونی»، به عنوان ورم سختی که در برابر لمس دفاع می‌کند و درد می آورد، یاد کرده‌اند. (نگ. ابن مطران، ۱۳۶۸: ۲۹۸).

تعریف طبی فلغمونی

«فلغمونی بیماری است که امروز به آن فلگون گفته می شود. در کتاب «فرهنگ پزشکی چهارزبانی» (از حسن میردامادی) چنین معنی شده است: فلغمونیا دمل چرکیِ حاد در زیر پوست و بافتهای همبند است که در غلاف ماهیچه ها و جاهای دیگر رخنه کرده و کانون چرکی بزرگی پدید می آورد. در هر سه زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی به یکسان آن را «فلگون» می گویند.» (رضوی برقعی، بهار ۱۳۸۲: ۵۴).

حکیم جرجانی می گوید، سرسام دو نوعست؛ در نوع اول، ماده بیماری صفرای خالص است و در نوع دوم، صفرا با خون آمیخته است و خون، غلبه دارد؛ اگر ماده بیماری، خون باشد، آن را سرسام خونی و به لغتِ یونانی، «فلغمونی» نامند. نشانه های سرسام خونی، سرخیِ زبان، رگ های مُمتلی، تب گرم، گرانیِ سر، دُرُشتیِ زبان، نبض سریع و صلب و گریز از روشنایی است.

فلغمونی حمره

«طبیبان هر آماسی را که از خونِ صرف باشد، فلغمونی گویند و آنچه از صفرای صرف باشد، حمره گویند… و آنچه مرکب باشد از صفرا و خون بنگرند، اگر خون غلبه دارد، فلغمونی حمره گویند و اگر صفرا غلبه دارد، حمره فلغمونی گویند.»

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۰ (۰ رای)