ما را دنبال کنید

غشی

غَشی در لغت به معنی بیهوش گردیدن و انحلال نیروی حیوانی به طور ناگهانی است (ابن مطران، ۱۳۶۸: ۲۸۷)؛ حالتی که به سبب وصول بخار، دود، اخلاط فاسد و غیره و یا ضعف قلب یا نقصان روح حیوانی یا بعد از استفراغ، عصبانیت، غم و حزن بسیار عارض می‌گردد. در تداول عوام به غشی صرع زده یا مصروع نیز گفته می‌شود.

در کشاف اصطلاحات الفنون آمده : غشی عبارت است از بیکار ماندن قوای محرکه و حساسه به سبب ضعف قلب بر اثر گرسنگی یا درد یا غیر آن، و گرد آمدن تمامی روح حیوانی به سوی قلب است.

جالینوس در کتابی که خطاب به اغلوقن نوشته است، اسباب غشی را به چهار دسته تقسیم کرده است؛ برگردانِ گفته های او – به نقل از ترجمۀ عربیِ حنین بن اسحاق – چنین است: جمله اسبابِ غشی، چهارتا است؛ غشی، به سبب استفراغ، امتلاء، سوء المزاج یا درد حادث می گردد. اما اگر به سبب استفراغ باشد، همان حالتی است که بر اثر روانیِ شکم، اختلاف الدم، هیضه (اسهال شدید توام با استفراغ)، خون دماغ، خونریزی بعد از زایمان، رگ زنی، خوردن داروی مسهل، روان کردنِ شکم با حُقنه، بیرون آوردن دُمَل از راهِ شکافتن، خودداری از غذا، زیادیِ حرکت، ماندن در حمام و کیسه کشیدنِ بسیار عارض می گردد… اما امتلا، همان چیزی است که در سکته ها و در آغازِ تب های نوبه رخ می دهد، یا آن هنگام که در تن اخلاط غلیظ لزج باشد یا در برخی اعضاءِ درونی، ورم یا گرفتگی (سُده) باشد و یا معده ضعیف باشد که به دلیل ضعفش، اخلاط بسیار یا غلیظ یا لزج یا گرم یا سرد، آن را بیمار کند… پس اگر علتِ غشی سوءالمزاجِ ساده باشد، باید تأمل کرد که آیا برخاسته از سوءالمزاج سرد است یا سوءالمزاج گرم… و غشی بر اثر درد سخت وشدید، همچون غشی است که در دردِ قولنج عارض می گردد و در مرضی که مبتلا را به استفراغ می اندازد و لاغر می‌کند که به آن ایلاوس می گویند.» (جالینوس، ۱۹۸۲).